جلسة السيادة الإسلامية: حان الوقت لدعوة الخلافة
جلسة السيادة الإسلامية: حان الوقت لدعوة الخلافة

كوالالمبور: في 4 أيار/مايو، نظمت حركة الدفاع عن الأمة جمعية إسلامية للدفاع عن السيادة. الآلاف من المشاركين بغض النظر عن خلفية التجمع كانوا حاضرين لجعل هذا الإعداد الآمن أمام مركز تسوق سوجو. تم تنفيذ هذا التجمع كنظرة متيقظة لحالة التطور الحالية التي تهدد السيادة الدينية وسيادة الدولة. يتناول هذا الإعداد مسألة التهديدات التي تهدد سيادة البلاد والتي تشمل مسألة النظام الأساسي الروماني، وقضايا أرواح أديب، وقضايا اللغة الوطنية، والقضايا الأخرى ذات الصلة.

0:00 0:00
Speed:
May 09, 2019

جلسة السيادة الإسلامية: حان الوقت لدعوة الخلافة

جلسة السيادة الإسلامية: حان الوقت لدعوة الخلافة

(مترجم)

الخبر:

كوالالمبور: في 4 أيار/مايو، نظمت حركة الدفاع عن الأمة جمعية إسلامية للدفاع عن السيادة. الآلاف من المشاركين بغض النظر عن خلفية التجمع كانوا حاضرين لجعل هذا الإعداد الآمن أمام مركز تسوق سوجو.

تم تنفيذ هذا التجمع كنظرة متيقظة لحالة التطور الحالية التي تهدد السيادة الدينية وسيادة الدولة. يتناول هذا الإعداد مسألة التهديدات التي تهدد سيادة البلاد والتي تشمل مسألة النظام الأساسي الروماني، وقضايا أرواح أديب، وقضايا اللغة الوطنية، والقضايا الأخرى ذات الصلة.

التعليق:

نظراً لأن باكاتان هارابان (PH) يتولى الحكم في ماليزيا، تظهر العديد من القضايا وغالباً ما يُنظر إليها كهيئة حكومية ضعيفة في التعامل مع القضايا الناشئة. قضايا مثل الاقتصاد والتعليم والاجتماع والدين وغيرها هي مقياس لأداء حكومة باكاتان. على الرغم من أن رئيس الوزراء الدكتور تون مهاتير كان يتمتع بمصداقية جيدة وخبرة واسعة في تنمية البلاد، إلا أنه يختلف في الوضع الحالي. حكم تون مهاتير هو مزيد من الحرية في صياغة السياسات الإدارية لبلاده. ويمكن ملاحظة ذلك من خلال الجمع بين مختلف الأحزاب في الحكومة.

في هذه السياسة الإدارية الجديدة، يشعر المسلمون في ماليزيا، الذين يمثلون غالبية الماليزيين، بسيادة الدين الإسلامي وحقوق مجتمع الملايو يتم الادعاء عليها. ويمكن ملاحظة ذلك في بعض القضايا بما في ذلك قضية النظام الأساسي الروماني الذي يعتبر شكلاً من أشكال تهديد سيادة البلاد ويتعارض مع الدستور الاتحادي، وقضايا الشغب العنصري التي تنطوي على وفاة رجل إطفاء بريء وأدت إلى سلسلة التحقيقات المشكوك فيها، والقضايا التعليمية في خطوة الاعتراف بشهادة الامتحان المتكامل (UEC) التي تعتمد نظام التعليم الخارجي الذي يمكن أن يضعف سلامة سياسة التعليم الوطنية، وقضية التوقيع على الاتفاقية الدولية للقضاء على جميع أشكال التمييز العنصري (ICERD) وغيرها.

أثر هذه القضايا هو أننا نرى المسلمين وخاصة الماليزيين ينضمون إلى الاتحاد في سلسلة من مظاهرات الاحتجاج حول المسائل الناشئة. ما يثير الاهتمام هنا هو أنه يمكن توحيد العرقيات الإسلامية المختلفة ذات الخلفية السياسية في البلاد عندما تتعرض سيادة الديانة الإسلامية للتهديد. ولكن الأمر المحزن هو العنصرية التي لا تزال قوية في مجتمع الملايو.

في الواقع ما يجب ملاحظته هنا هو لماذا يمكن لقضايا أن تشوه سيادة الإسلام بهذه الطريقة؟ ليس سوى النظام الحالي أو القانون نفسه الذي يسمح بهذا. لا يمكن إنكار أن الائتلاف الحاكم يتكون من مجموعة متنوعة من الأجندات والمبادئ المحددة مثل الليبرالية والعلمانية، والتي تؤثر بشكل مباشر على بناء الأمة وتطورها. ومع ذلك، هل تساءلت يوماً عن سبب قيام هذه الأحزاب ذات الأجندات الليبرالية والعلمانية بالارتقاء إلى الحكومة ثم تنفيذ سياسات الدولة بناءً على إرادتها؟ كل ذلك بسبب هذا النظام القُطري الذي وفر لهم هذه المساحة.

وبالتالي، فإن التركيز الحقيقي يجب أن يكون على نظام ودستور البلاد عندما يسبب مختلف المشاكل والقضايا التي تحمي الجالية المسلمة في ماليزيا. بمعنى آخر، فإن صوت التغيير الذي يجب سماعه هو تغيير النظام والدستور العلماني وتحويله إلى نظام ودستور إسلامي. طالما أن كفاحنا هو مجرد لصق للأضرار التي لحقت بالنظام الديمقراطي، فإن المشكلة لن يتم حلها حتى لو تغيرت القيادة في الانتخابات المقبلة. هذا لأن المشكلة ليست فقط في وجه القائد الحالي، ولكن في النظام الديمقراطي نفسه من جذوره.

لذلك، فإن وجود مجموعة للدفاع عن سيادة الإسلام أمر جيد. هذا يدل على وعي المسلمين للدفاع عن الإسلام. ومع ذلك، يجب أن يكون جدول الأعمال الكلي واضحاً وأن يسعى إلى نضال إسلامي خالص. لا يمكن خلطها مع المشاعر العنصرية للدفاع عن الدستور الحالي، فهذا الدستور هو السبب الجذري للاضطراب.

لذلك، فقد حان الوقت لكي نعود إلى النضال الإسلامي الحقيقي، أي الكفاح من أجل التمسك بشريعة الله سبحانه وتعالى في شؤون الدولة. الدعوة إلى تطبيق أحكام الله سبحانه وتعالى يجب أن تكون أولوية للمسلمين، لأن هذا هو طريق التغيير الحقيقي والطريقة الحقيقية للدفاع عن سيادة الإسلام. لكن كل هذا لن ينجح عن طريق الوسائل، بل بالدعوة إلى إقامة الخلافة لأنها الدولة الوحيدة القادرة على الدفاع عن سيادة الإسلام من التشويش.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

محمد جسمان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان