ضعف إقبال الناخبين في مدينة دكا ليس عرضيا؛ فالناس تريد التخلّص من عبء الديمقراطية
ضعف إقبال الناخبين في مدينة دكا ليس عرضيا؛ فالناس تريد التخلّص من عبء الديمقراطية

الخبر:عزا بعض الخبراء وأعضاء في المجتمع المدني الإقبال الضعيف للناخبين في الانتخابات التي جرت في مدينة دكا إلى فقدان ثقة الناس في النظام الانتخابي في البلاد. كما أعربوا عن شعورهم بالحاجة الملحة لحث لجنة الانتخابات على اكتشاف الأسباب التي تجعل الناخبين، بأغلبية كبيرة، تجعلهم يتجنبون الإدلاء بأصواتهم في انتخابات يوم السبت. وقد شهدت استطلاعات الرأي التي أجريت في جميع المدن، أن نسبة المشاركين في التصويت لم تزد عن 27٪، وهي أدنى نسبة مشاركة في مثل هذه الانتخابات في البلاد. (دكا تريبيون، 2 شباط/فبراير 2020).

0:00 0:00
Speed:
February 06, 2020

ضعف إقبال الناخبين في مدينة دكا ليس عرضيا؛ فالناس تريد التخلّص من عبء الديمقراطية

ضعف إقبال الناخبين في مدينة دكا ليس عرضيا؛ فالناس تريد التخلّص من عبء الديمقراطية


الخبر:


عزا بعض الخبراء وأعضاء في المجتمع المدني الإقبال الضعيف للناخبين في الانتخابات التي جرت في مدينة دكا إلى فقدان ثقة الناس في النظام الانتخابي في البلاد. كما أعربوا عن شعورهم بالحاجة الملحة لحث لجنة الانتخابات على اكتشاف الأسباب التي تجعل الناخبين، بأغلبية كبيرة، تجعلهم يتجنبون الإدلاء بأصواتهم في انتخابات يوم السبت. وقد شهدت استطلاعات الرأي التي أجريت في جميع المدن، أن نسبة المشاركين في التصويت لم تزد عن 27٪، وهي أدنى نسبة مشاركة في مثل هذه الانتخابات في البلاد. (دكا تريبيون، 2 شباط/فبراير 2020).


التعليق:


لم تختلف انتخابات يوم السبت في مؤسستين في مدينة دكا عن الانتخابات البرلمانية الحادية عشرة التي جرت في كانون الأول/ديسمبر 2018؛ فكلاهما كانت تشوبها قلة الإقبال وفرض عضلات حزب رابطة عوامي الحقيقية، وقائمة مصطنعة من الناخبين المزيفين أمام مراكز الاقتراع لخداع مراقبي الانتخابات. ووفقاً للجنة الانتخابات، فقد كانت نسبة المشاركة في التصويت أقل من 25 بالمائة، ونظراً لشدة حملات المرشحين، فقد كان ينبغي أن تكون نسبة المشاركة أعلى من ذلك بكثير، إلا أن الإقبال الضعيف في استطلاعات الرأي في المدينة يكشف عن حجم اللامبالاة الذي تطور بين الناس فيما يتعلق بالعملية الانتخابية والنظام الديمقراطي بشكل عام.


وفي الانتخابات السابقة في عام 2015، بلغ متوسط إقبال الناخبين في مؤسستي المدينتين حوالي 45 في المائة، مما يدل بوضوح على أن ثقة الناس في النظام العلماني الديمقراطي الحالي تتناقص بشكل كبير. وهناك عدة أسباب وراء هذا التطور.


أولاً، فشل كل من رئيس البلدية في حل المشكلات الأساسية التي يواجها سكان المدينة، من تفشي حمى الضنك، وازدحام المرور، وإمدادات المياه، وإدارة المجاري والقمامة، وتلوث الهواء... إلخ. وقد تم تصنيف دكا في المرتبة الثانية والثالثة بين المدن الأقل ملاءمة للعيش في عام 2018 و2019 على التوالي، حيث جاءت بعد مدينتي لاغوس ودمشق التي مزقتها الحرب، ويدرك الناس أن هذه القضايا مرتبطة ببعضها البعض وترتبط بنظام الحكم. ولا يمكن لعمدة المدينة وكونه جزءاً من النظام الفاسد فعل الكثير لحل هذه القضايا.


ثانياً، ليس فقط نظام الحكم الديمقراطي في بنغلادش الذي يفقد مصداقيته بل وفي جميع أنحاء العالم بما في ذلك الدول الغربية مثل أمريكا وبريطانيا، ومردّ ذلك عيوب النظام الكامنة، ويتضح ذلك من خلال الاستطلاع الذي أجرته إدارة "مركز المستقبل" الديمقراطية في جامعة كامبريدج. ويدرك أهل بنغلادش الآن بحق أن سياسة اختيار أهون الشرين ليست طريقة صحيحة للمضي قدماً؛ فهذه السياسة في الواقع تمنح الطبقة الحاكمة عمراً أطول للحكم بنظامهم الفاسد.


وأخيراً، لعب ظهور الأفكار الإسلامية فيما يتعلق بإدارة شؤون الدولة وإقامة العدل دوراً حيوياً في إبعاد الناس عن الشكل الفاسد الحالي للسياسة. ولم يعد الناس مهتمين ببذل أي جهد لإصلاح هذا النظام الديمقراطي الذي لا يمكن إصلاحه، والمخلصون والواعون يعرفون ذلك أكثر من غيرهم، وفقط من خلال رفض هذا النظام الرأسمالي الديمقراطي الفاسد واستبدال الخلافة على منهاج النبوة به، يمكن أن يحرر الناس من اضطهاد المستعمرين الغربيين ومن عملائهم المحليين.


كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
محمد كمال
عضو المكتب الإعلامي لحزب التحرير في ولاية بنغلادش

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان